
کتاب «فروپاشی؛ چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزیند» نوشته جرد رایموند و ترجمه فریدون مجلسی توسط نشر نو چاپ شد.
به گزارش رویداد فرهنگی، آسیبهای زیستمحیطی، تغییرات آب و هوایی، جهانی شدن، رشد سریع جمعیت، تصمیمهای سیاسی نابخردانه همه عواملی بودهاند که در سراسر دنیا باعث فروپاشی جوامع شدهاند، اما بعضی جوامع با چارهاندیشیهای مناسب راه بقا را در پیش گرفتند.
جرد دایموند به یافتن الگوی بنیادین فاجعه میپردازد و با استفاده از رشتهای از روایتهای فرهنگی-تاریخی جالب نظریهای فراگیر و جهانی ارائه میدهد. فروپاشی از فرهنگهای پولینزیایی در جزیره ایستر به تمدنهای پررونق آناسازی و مایا در امریکا و سرانجام به مهاجرنشین محکوم به فنای وایکینگها در گرینلند رسید.
امروز هم مشکلاتی مشابه فرا روی ماست و هماکنون فاجعه گریبانگیر رواندا و هاییتی شده است وحتی چین و استرالیا سعی دارند با ابداع روشهای نوین با آن به مقابله برخیزند.
کتاب هوشمندانه و روشنگر و بسیار جذاب فروپاشی جای خود را در میان کتابهای اساسی زمانه ما باز کرده و به بیش از 31 زبان از جمله مغولی، بلغاری و اندونزیایی ترجمه شده است.
بخشی از متن کتاب
تاکننون میلیونها گردشگر از ویرانههای تمدن باستانی مایا دیدن کردهاند که بیش از هزار سال پیش در شبهجزیره یوکاتان مکزیک و بخشهای همسایه آمریکایی مرکزی فرو پاشید. همه ما داستانهای اسرارآمیز را دوست داریم و مایا چنین داستانی را برای ما تعریف میکند. ویرانههای مایا هم تقریبا به همان اندازه ویرانههای آناسازی به آمریکا نزدیک است. برای بازدید یکی از شهرهای پیشین مایا، فقط کافی است بلیت یک پرواز مستقیم از ایالات متحده را به سوی پایتخت مدرت ایالتی مریدا تهیه کنیم، سوار ماشین یا مینیبوسی کرایهای شویم و ساعتی در یک بزرگراه رانندگی کنیم.
بسیاری از ویرانههای مایا، با معابد و ساختمانهای عظیم، هنوز در محاصره جنگل و به دور از قرارگاههای کنونی است. با این حال، آنها زمانی از پیشرفتهترین تمدنهای بومیان آمریکایی پیش از ورود اروپاییان به دنیای جدید محسوب میشدند، وتنها تمدنی بودند که دارای بسیاری متون رمزگشاییشده است. در مناطقی که امروز کمتر کشاورزی میتواند در آنجا زندگی و کشاورزی کند، مردمان عهد باستان چگونه میتوانستند پشتیبان جوامع شهری باشند؟ تاثیر شهرهای مایا بر زندگی امروز فقط به واسطه رازها و زیباییشان نیست، جایگاه باستانشناختی «ناب» آنجاست که وقتی خالی از سکنه شدند، برخلاف بسیاری دیگر از شهرهای باستانی، از قبیل تنوچتیتلان پایتخت امپرواتوری آزتک (که اکنون زیر شهر مکزیکوسیتی مدفون شده است) و همینطور رم، ساختمانهای بعدی آنها را نپوشاندند.
شهرهای مایا متروک پنهان، در پس درختان و در کل برای جهان خارج ناشناخته باقی ماند تا این که در سال 1839 وکیل آمریکایی ثروتمندی به نام جان استیفنس، به همراه نقشهکشی انگلیسی به نام فردریک کاتروود آنجا را دوباره کشف کردند. استیفنس که شایعاتی درباره ویرانههایی در جنگل شنیده بود، رئیس جمهور مارتین ون بورت را ترغیب کرد که او را به مقام سفیر [ایالت متحده] در کنفدراسیون جمهوریهای آمریکای مرکزی منصوب کند تا عرصهای برای کشفیات باستانشناختیاش باشد. آمریکای مرکزی مجموعه سیاسی نامنسجمی بود که در آن زمان از گواتمالای امروزی تا نیکاراگوآ امتداد داشت. کار استیفنس و کاتروود به کشف 44 مکان و شهر انجامید. آنها از کیفیت فوقالعاده ساختمانها و آثار هنری دریافتند که با عدهای به گفته ایشان وحشی سروکار ندارند، بلکه آثار تمدنی بزرگ و ناپدیدشده پیش رویشان است. در کاوشهایشان به این نتیجه رسیدند که برخی از حکاکیها روی بناهای سنگی، نوشتههایی مربوط به وقایع تاریخی و اسامی اشخاص بود. استیفنس در بازگشت دو سفرنامه نوشت حاوی تصویرنگاری کاتروود و توصیف آن ویرانهها، که کتابهایی بسیار پرفروش شد.
- معرفی کتاب /
- فروپاشی /
- نشر نو /
- جرد رایموند /
- فریدون مجلسی /